مرتضى راوندى
268
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
شنيدهاند و از مهمانيهاى مجللى كه در آنها شركت جستهاند ، و از آبانبارهاى عظيم قزوين و ديگر نقاط ايران و از يخچالهاى قديم كه با اصول غير صحيحى براى تابستان يخى تهيه مىكردند ، از راه و رسم شكار چرندگان و پرندگان ، از نقش منجّمين و توجه عمومى به تقويم براى كارهاى اساسى زندگى ، از مراسم عروسى و عزا ، از عياشى و بىتوجهى ناصر الدينشاه به مسايل كشورى و لشكرى و آشفتگى سازمانهاى دولتى و مظالم مأمورين ماليه و از سوء استفادهء بعضى از روحانيون و متوليان اوقاف ، از عدم رعايت تناسب سنى و ناهماهنگى اخلاقى در ازدواجها ، و از رواج ازدواجهاى موقت ( صيغه ) در ايران ، از محدوديّت زنان و اختيارات نامحدود مردان ، و از جنگهاى مذهبى و اختلاف شيعه و سنّى و از قساوت و سوء استفادهء بعضى از حكمرانان ، از كمى پول در دست مردم و ارزانى اغلب كالاهاى ضرورى ، از طرز خودآرايى زنان ، از اختلاف ميزان الهوا در مناطق مركزى و جنوبى ايران ، از وضع اجتماعى و اقتصادى ارامنهء ايران ، از مظالم گوناگونى كه به يهوديان روا مىداشتند ، از وضع زنان در حرم و اندرون ناصر الدينشاه و از مشخصات و دقايق فنى منارجنبان و برج كبوتران در اصفهان و از طرز كشيدن آب از چاه با گاو ، در اصفهان و ارزش اقتصادى قنوات در نواحى جنوبى و مركزى و رنجى كه زحمتكشان ايرانى در راه حفر آن تحمل مىكنند و از كشيدن قليان در خانوادههاى مختلف ، از چگونگى وزن كردن بارها با سنگ يا قپان و ناهمگونى مسكوكات در سراسر ايران و از حقوق و آزادى نسبى زنان در بين ايلات و عشاير و از ساختمانهاى تاريخى و حجاريها و ستونهاى سرسخت كاخ داريوش و از اخلاق و عادات زرتشتيان و از بدرفتارى بعضى از قاطرچيان با مسافرين و از اصرار اطباى ايرانى در خوراندن مسهل به بيماران و از ساختمان آرامگاه حافظ و سعدى در شيراز و از گستردن سفره در روى زمين و طرز خوردن غذا با انگشتان در مهمانيها و از رواج بيمارى مالاريا و اينكه اين زوج فرانسوى مكرر مبتلا به تبهاى شديد شده و از بركت كنين و گنهگنه از مرگ رهايى يافتهاند و از دشمنى و مخالفت پزشكان ايرانى با اطباى فرنگى و از علاقهء فراوان مردم كوچه و بازار و كشاورزان دهات به شنيدن داستانهاى نقالان و از بىخبرى ايرانيان از تشكيلات سياسى و اجتماعى غرب و عدم توجه آنان به حقوق فردى و اجتماعى خود ، و وظايف و تكاليف دولت ، و از لياقت و كاردانى زنى ايرانى به نام « تركان خانم » كه از بركت شجاعت و تلاش فراوان ، توانسته بود پلنگ خونخوارى را با خود مأنوس كند و او را چون گربهء رامى در آغوش خود گيرد ، مطالب شيرين و خواندنى به رشته تحرير درآورده است . غير از آنچه گفتيم ، در اين سفرنامه از مسافرت به تيسفون و ديدن قصور ساسانى و مشخصات شهر تاريخى بغداد ، مطالب سودمندى نوشته شده است .